محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

577

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

هنگامى كه از أو پرسيدند كه : آيا از سر يا از روى آدمي بشمار مىآيند ؟ أو گفت : گوشها حكمي سوم دارند و ( در وضو ) آب تازه ومسح جداگانه لازم دارند . همچنين است أصفهان كه هم از « فارس » وهم از « كوهستان » دانسته شده وبايد از آنها جدا وتنها شود وهمچون پرده‌اى ميان آن دو باشد در پاسخ گويم : قياس كردن « أصفهان » به « گوش » درست نباشد زيرا كه آنها در يك علت شريك نيستند ، وهر كس فرعى را بر اصلى كه با آن در علت شركت ندارد قياس كند ، قياس أو باطل باشد . اگر گفته شود : علت مشترك ميان « أصفهان » و « گوش » آنست كه هر يك را دو چيز مختلف به خود مىكشاند . در پاسخ گويم : پيمبر دو گوش را از اعضاى سرشمرده وشك وترديد را از ميان برده است ، پس چگونه مىتوانيم أصفهان را كه جاى ترديد است به آن قياس كنيم ؟ اگر گفته شود : اينكه پيغمبر گوش را جزئي از سر شمرده ، بدان معنى است كه جايش در سر است ! پاسخ گويم كه : از پيامبر بدور است كه سخنى بي هده گويد ، زيرا هر كس خود مىدانست كه جاى گوش در سر است ، پس أو مىخواست حكمي را كه در آن شك هست بيان كند ، نه جاى گوش را . نه بيني كه كس نمىگويد كه جايش در گردن يا شانه است ؟ بارى اگر هم اين سخن « 1 » درست باشد ، باز هم قياس كردن أصفهان به آن نادرست مىباشد ، زيرا كه استقلال أصفهان بر خلاف أصول جغرافيايى است وكشور اسلام را به چهارده إقليم ويك خوره مىرساند ،

--> ( 1 ) مىگويد اگر استقلال گوش را در حكم مذهبي وضو بپذيريم باز هم استقلال جغرافيائى أصفهان با آن ثابت نمىشود .